تبليغاتX
سالم زندگی کنیم

سالم زندگی کنیم

 

همچنان ۵۴.۵ ، بدون ورزش ، درگیر انتخابات و امتحانات .

پ ن : این پست صرفا جهت پایین رفتن پست قبلی نوشته شده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 19:24  توسط لیلا  | 

 

خب عارض شم خدمتتون که همچنان ۵۴.۵ کیلو هستم و این هفته بالاخره مذاکرات مطبوعاتیم با خودم نتیجه داد و دو روز صبح زود ساعت ۵.۵ بیدار شدم و رفتم دویدم ، حالا بماند که امروز خواب موندم و بخش اصلی رو که ۶.۴ کیلومتر بود رو هنوز نرفتم ولی دارم یک فکرایی می کنم که ببینم میشه با خدا صحبت کنم امروز دوباره بارونی بشه ، هوا خوب باشه من برم یا اینکه باید فردا صبح موقع اذون صبح بیدار بشم ؟!‌

این از بخش ورزشی از بخش رژیمی هم باید بگم که غزال راست میگه ، بدون جدول وزن کم کردن سخته ، حالا من میخوام ببینم تو هفته ای که در پیشه به این موفقیت می رسم یا نه . از اونجا که من این روزها توان مقاومت در برابر هیچی رو نمی بینم ، دوباره اولتیماتوم دادم که خرید هر نوع مواد غیر سالم شیرین ممنوعه . امیدوارم اهل خونه همکاری کنن .

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 11:42  توسط لیلا  | 

 

نتیجه دو هفته طبق برنامه تمرین نکردن میشه اینکه امروز که باید ۶.۴ کیلومتر رو می رفتم به زحمت تونستم ۵.۷۶ کیلومتر رو بدوم :(

امروز صبح به لطف تعطیل بودن من بازم حس کردم که چقدر خوبه آدم کار نکنه و صبح بیدار بشه و بره ورزش کنه و بعدش هم به زندگیش برسه . البته خیلی هم زود نرفته بودم ها ، ساعت ۹ رفتم که حسابی هم آفتاب دراومده بود و تا کار من تموم بشه و بیام خونه شده بود ۱۱.۳۰ و من داشتم از شدت گرما افقی می شدم .

هوا هم که اینقدر گرم شده نمیشه عصرها رفت دوید ، یا باید شبا برم که برنامه خوابم بهم می ریزه یا صبح زود که نیاز به مذاکره مطبوعاتی فراوان داره .

از اون ۸.۵ کیلومتر برنامه ، فقط ۷.۴ دویدم ، هر چند که بازم مایه مسرته ، فکر نمی کردم همینم انجام بدم

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 1:35  توسط لیلا  | 

 

من چند وقته دارم روی اصلاح عادت تغذیه ای کار می کنم . 

 اینه که صبح ها که از خواب بیدار میشم و گرسنه نیستم ، به یک لیوان شیر و عسل اکتفا می کنم و نون و پنیر و گردو رو می برم سرکار و حدود ساعت ۱۰ می خورم .

یک خوبی این روند اینه که دیگه صبح ها همون نیم فنجون چای رو هم نمی خورم و با نون و پنیرم ، یک لیوان آب می خورم و از یکنواختی های صبحانه هم خلاص شده ام و کالری رو که تو نیمه اول روز می گیرم بیشتر از نیمه دومه و این باعث میشه میان وعده های عصرگاهیم خیلی خیلی کمتر بشه و شام هم کمتر می خورم .

این هفته به لطف سرماخوردگی و تنبلی و خستگی ، ۱ روز دویدم :(  برنامه دو روز مونده اینه که مجموعا ۸.۵ کیلومتر بدوم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:51  توسط لیلا  | 

 

با کمال تأسف یک عدد لیلای ۵۵.۵ کیلویی در خدمت شماست :) که فکر نمی کنم اضافه وزنش از اثرات پرخوری باشه چون خیلی به قاعده غذا خورده . امیدوارم کاذب باشه و بعد یکی دو روز برگرده سر جای خودش .  

فعلا هیچ خبرای از اراده پولادین و اینا نیست و تصمیمی هم در جهت وزن کم کردن ندارم . خیلی هنر کنم به اولویت های اصلی زندگیم - درس هام و دویدن - می رسم .

آخر هفته که مسافرت بودم تنها کاری که کردم پیاده روی های زیاد بود ، کفش ورزشی هام رو هم با خودم برده بودم که حتما بدوم ولی خب دریغ از یکبار دویدن . اینا نشون میده که تغذیه سالم درونی شده ولی ورزش نه ! هنوز خیلی مونده تا درونی بشه .  

 پ ن : اتفاق جالبی افتاده اونم اینه که از اون یک کیلوی صبح ، نیم کیلوش کم شد :)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:19  توسط لیلا  |